راز ماندن
راز ماندن
کوه پرسید ز رود زیر این سقف کبود راز ماندن در چیست!!!
گفت در رفتن من...کوه پرسید:ومن؟!!!
گفت:در ماندن تو...!!!
بلبلی گفت:ومن؟!!!
خنده ای کرد و بگفت:درغزل خوانی تو!!!
آه از آن آبادی که در آن کوه رود...
رود مرداب شود و در آن بلبل سر گشته سرش را به گریبان
ببردو نخواند دیگر..
من وتو:بلبل و کوه و رودیم
راز ماندن جز در
خواندن من ماندن تو رفتن یاران سفر کرده یمان نیست
بدان!!!
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم بهمن ۱۳۹۲ ساعت 13:58 توسط فاطمه لطفیان
|