وصیت نامه شهید مجید بازوکی

“درود بر امام امت، نايب بر حق امام زمان (عج) حضرت امام خميني كه هرچه داريم از وجود با بركت

ايشان است كه اسلام و امت اسلامي را بعد از هزاروچهارصدسال دوباره زنده نمود. قدر امام را بدانيد و

خالصانه پيروش باشيد، انقلاب اسلامي و جمهوري اسلامي امانت الهي هستند وظيفة همه ما پاسداري

از انقلاب و دستاوردهاي آن است. صلاح دنيا و آخرت ما در پيروي از ولايت فقيه مي باشد.

فعالانه در مسائل انقلاب و اجتماع شركت نماييد. حضور گسترده و آگاهانة مردم ضامن انقلاب و

اصول آن است. در نماز جمعه شركت كنيد و شعائراسلام را زنده تر كنيد”.



بیوگرافی شهید بیزن گرد

مقدمه :

در نظام اسلامي هر فرد مسلمان مسئوليت و رسالت حفظ و اشاعه احکام و ارزشهاي اسلامي را بر عهده داشته و با رفتار، گفتار، طرز پوشش، آداب و معاشرت و راهي که انتخاب مي نمايد بايد مروّج و مبلغ مظاهر و معارف اسلامي باشد. ليکن اين راه ممکن است از شيوه هاي مختلفي پيروي نمايد و نتايج آن از راههاي ممکن عملي گردد.

بدون شک از روزي که کاروان انقلاب اسلامي به قافله سالاري (رهبري) امام راحل((ره)) شکل گرفت، شب پرستان تيره دل که نور انقلاب را تاب نمي آوردند براي خاموشي آن به انواع حيله ها دست يازيدند ولي هر بار بش از پيش به امداد الهي، دست پرتوان ياوران انقلاب، آنان را به عقب نشيني واداشت. در اين بين يکي از ويژگيهاي بارز و منحصر بفرد انقلاب اسلامي در بعد معنوي و فرهنگي که موجب بالندگي انقلاب و نهضت جهاني اسلام در سراسر دنيا گرديد همانا شيوع فرهنگ ايثار و شهادت بود. شهادت موجب اشاعه فرهنگ ناب محمدي (ص) و دفع هشيارانه خطرات از جامعه اسلامي بود. افتخار به شهادت و شکل گيري طبقه اي خاص به نام شهيدان چنان پايه مستحکمي در جامعه پيدا نمود که امروزه به عنوان يکي از ارکان حفظ نظام محسوب مي گردد. اميد است با عنايات پروردگار هر روز شاهد بالندگي و ثمرات روزافزون آن باشيم.


نگاهي به حقيقت شهادت

شهادت فنا شدن انسان براي نيل به سرچشمه نور و نزديک شدن به هستي مطلق است. شهادت عشق به وصال محبوب و معشوق در زيباترين شکل است. شهادت مرگي از راه کشته شدن است، که شهيد آگاهانه و بخاطر هدف مقدس و به تعبير قرآن ((في سبيل الله)) انتخاب مي کند. يعني شهيد در راهي کشته مي شود که هر دو ارزش آگاهانه و في سبيل الله را داراست و چنين مرگي است که به تعبير پيامبر((ص)) شريفترين و بالاترين نوع مردن است (اَشرُفُ المُوًتِ قَتْلُ الشَّهادَهِ) و علي(ع) آن را گرامي ترين نوع مردن مي داند. (اَکْرُمُ المُوًتِ اَلْقُتْلُ)
.

شهادت همانا پايان دادن به فروغ درخشان حيات در کمال هشياري و آزادي است براي رسيدن به هدفي که والاتر از حيات طبيعي است. شهادت پايان دادن به حيات طبيعي براي دفاع از ارزشهاي انساني در جامعه است. شهادت شکافتن کالبد جسماني براي رسيدن به مقام شهود و حضور الهي است. شهادت رسيدن به مرتفع ترين قله هاي کمال و انسانيت است. با توجه به تعاريف فوق، کسي که مرگ شهادت را انتخاب مي کند ((شهيد)) ناميده مي شود. شهيد در لغت به معني ((گواه)) است و در اصطلاح به کسي گويند که در مجراي شهادت قرار گرفته و در راه خدا کشته مي شود.

تعريف مشترک و جامع براي شهادت اين است که : شهادت عبارت است از زندگي در حال هشياري، و آزادي در راه وصول به هدف عالي تر از زندگي طبيعي بواسطه شهادت. اين خصيصه و پديده اي است که همه شهدا داراي آن مي باشند. در مقابل اين مرتبه والاي شهادت حداقل توصيفي که مي توان براي شهادت در نظر گرفت عبارت است از اينکه : شهادت عبارت است از انقلاب دروني ناگهاني همراه با هشياري و آزادي در پايان دادن به زندگي دنيوي و مادي و رسيدن به حيات طيبه.

شهادت نوعي از مرگ نيست بلکه صفتي از ((حيات معقول)) است. زيرا حيات معمولي که متاسفانه اکثريت انسانها را اداره مي کند، همواره خود و ادامه بي پايان خود را مي خواهد، ليکن در حيات معقول فرد آن زندگي پاک از آلودگي ها که خود را در يک مجموعه بزرگي به نام جهان هستي در مسير تکاملي مي بيند که پايانش منطقه جاذبه الهي است. شهيد با داشتن اين حيات خود را موجي از مشيت خداوندي مي داند که اگر سر بکشد و در اقيانوس هستي نمودار گردد، رو به هدف اعلا مي رود و اگر فرود بيايد و کالبد بشکافد صداي اين شکاف عامل تحرک امواج ديگر خواهد بود که آنهم جلوه اي ديگر از مشيت الهي مي باشد. لذا شهيد همواره زنده است و حيات و ممات او همواره صفتي است براي حيات طيبه و به مصداق آيه شريفه قرآن که مي گويد :

و لا تحسبن الذين قتلوا في سبيل الله امواتاً بل احياءُ عند ربهم يرزقون

(169 آل عمران)

و گمان مبر آنان که در راه خدا کشته شده اند، مردگاني هستند، بلکه آنان زنده و در بارگاه پروردگارشان بهره مندند.

شهيد همواره زنده است و مرگ او در واقع انتقال از حيات جاري در سطح طبيعت به حيات پشت پرده آن مي باشد.

و يا در آيه اي ديگر مي فرمايد : ((و لا تقولوا لمن يقتل في سبيل الله اموات بل احياء و لکن لاتشعرون)) که در اين آيه نيز به زنده بودن شهيد اشاره نموده است.

در قرآن مجيد، حدود ده آيه به صورت صريح درباره کساني که در راه خدا کشته شده باشند وجود دارد. از جمله مسائلي که در اين آيات به آن اشاره شده است عبارت است از زنده بودن شهيد، رزق شهيد، آمرزش گناهان شهيد، ضايع نشدن عمل شهيد، مسرت و خوشحالي شهيد، وارد شدن در رحمت الهي و رستگاري شهيد. در اين نوشتار کوتاه اشاره اي به آنها خواهيم داشت.


حيات شهيد

يکي از ويژگيهايي که قرآن شريف براي شهيدان ذکر کرده است، مساله حيات و زنده بودن آنهاست. حال بايد بدانيم که منظور قرآن از اين حيات چه نوع حياتي است؟ و مقصود قرآن چيست؟ آيا حيات آنها حيات مادي است؟ يا اين حيات مخصوص به روح و روان شهدا است؟ آيا اين حيات به جسم شهيد هم مربوط مي شود يا خير؟ و دهها سوال ديگر که بايد مورد بررسي قرار گيرد و به آنها پاسخ داده شود.

حيات در لغت به معناي ((زنده بودن)) آمده است. و در اصطلاح از ديدگاههاي مختلف تعاريفي از آن ارائه گرديده است.

فلاسفه، عرفا ، فقها، مفسرين، زيست شناسان و هر گروهي از ديدگاه خود تعريفي از حيات ارائه داده اند که ممکن است براي برخي از آنها در قرآن نيز منشا و اصلي نيز پيدا نمائيم ليکن در اين مبحث مورد نظر ما نمي باشد. آنچه در اين بحث به آن اشاره مي نمائيم اين است که حيات داراي اقسامي است که در يک تقسيم بندي ابتدائي حيات حقيقي را مي توان به حيات مادي يا طبيعي و حيات موجودات غير مادي تقسيم بندي نمود. موجودات مادي خود به سه دسته تقسيم مي شوند که عبارتند از : حيات نباتي، حيات حيواني و حيات انساني و موجودات داراي حيات طبيعي نيز به سه دسته تقسيم مي شوند که عبارتند از : نباتات، حيوانات و انسانها.

در بين انواع حياتهاي نامبرده شده حيات انساني حياتي است که کليه اعمال حياتي موجود در نباتات و حيوانات را در شکل پيچيده تري دارا مي باشد و علاوه بر اين انسان داراي جنبه غير مادي نيز هست. يعني انسان عقل دارد، انسان مختار است و انسان يک سري گرايشها و خواستهاي متعالي دارد که مربوط به بعد روحي اوست.

بطور کلي مي توان گفت : انسان در عين اينکه نوعي حيوان است و مشترکات زيادي با ساير جانداران دارد، نسبت به حيوانات يک سلسله امتيازات اساسي دارد. و اين امتيازات، او را از ساير حيوانات جدا کرده است. حقيقت اين است که سير تکاملي انسان، از حيوانيت آغاز و به سوي انسانيت کمال مي يابد.

حياتي که در عالم آخرت وجود دارد از نوع حيات مادي نيست و قوانين حيات مادي هم بر آن حاکم نيست. در قرآن کريم به انواع حيات طي آيات مختلفي اشاره شده است.

(جهت اطلاع در اين زمينه مي توانيد به آيات : 17 سوره حديد، 11 سوره ق، 30 سوره انبياء، 22 سوره فاطر، 39 سوره فصلت، 122 سوره انعام، 24 سوره انفال، 86 سوره بقره، 26 سوره رعد، 7 سوره يونس و ساير آيات مراجعه نمائيد)

در مجموع حيات براي موارد مختلفي بکار گرفته شده است. گاهي گياه، گاهي براي حيوان، گاهي براي انسان و زماني براي خدا و زماني براي فرشتگان و زماني براي زمين و زماني براي مومن و… بکار رفته است.

اما مراد از حيات شهيدان که خداوند در قرآن فرموده چيست؟

در ذيل آيه 154 سوره بقره تحت عنوان ((و لا تقتلوا لمن يقتل في سبيل الله اموات بل احياء ولکن لما يشعرون))که به زنده بودن شهيدان اشاره کرده و اقوال مختلفي از طرف مفسرين ارائه گرديده است.

برخي گفته اند که منظور اين است که شهدا بزودي در قيامت زنده خواهند شد. برخي نيز گفته اند که : کشته شدگان در راه خدا، داراي هدايت و ايمان و دين صحيح هستند، نمرده اند و زنده هستند. برخي ديگر گفته اند : مقصود اين است که، چون از شهيدان، نام نيک در اين دنيا باقي مانده است زنده مي باشند. مفسرين ديگر نيز اقوال ديگري را آورده اند که هر کدام به نوعي بيان کننده حيات شهدا مي باشد و همه اين اقوال به زنده بودن آرمان و اهداف شهيدان در جامعه اشعار دارند
+ نوشته شده در  یکشنبه دوم مرداد 1390ساعت 15:35  توسط م.ف  |  GetBC(6); نظر بدهید

 سال 1345ه ش در جزیره ی خارک در استان بوشهر به دنیا آمد. زندگی در خانواده ای مومن ومعتقد ،بیژن را کودکی شجاع ونترس بار آورد. دوران تحصیلات ابتدایی را در زادگاهش به اتمام رساند و برای تحصیلات راهنمایی وارد مدرسه ی «حکیم نظامی»جزیره ی خارک شد. وقتی مبارزات مردم ایران برعلیه حکومت ظالمانه ی طاغوت شروع شد با اینکه بیژن در سن نوجوانی بود،لحظه ای به خود تردید نداد وتا لحظه ی شهادت در این راه تلاش کرد.
شهید از زمان نوجوانی روحیه دشمن ستیزی بالایی داشت. این خصلت پسندیده همراه با روحیه ی خدمت به مردم از او چهره ی شاخصی ایجاد کرده بود. قبل از عضویت رسمی در سپاه نتوانست در برابر بی احترامی دشمنان انقلاب اسلامی ایران نسبت به خاک و ناموس وهموطنانش ساکت بنشیند ، چهار نوبت به عنوان بسیجی فعالانه وبا روحیه بالای جنگجویی در جبهه های حق علیه باطل حضور پیدا کرد . پس از عضویت در سپاه در مسئولیتهای متعدد در مناطق مختلف زمینی و دریایی رسالت خویش را انجام دادو در تاریخ 16/7/1366 ؛در آخرین ماموریت دریایی خود به پایان رسانید.
شهیدگرد،علاوه بر حضور تاثیر گذار در جبهه های جنگ در مقابل متجاوزین عراقی ؛در خلیج فارس که به« جنگ نفتکشها» یا« جنگ اول خلیج فارس» معروف است ماموریتهای دریایی دارای متعددی را انجام داد.با حضورمقتدرانه ی این شهید در کنار همرزمان دیگرش در نیروی دریایی ارتش وسپاه عملا امکان قدرت نمایی از نیروهای غربی که با ناوهای پیشرفته وبا سازوبرگ فراوان در خلیج فارس حاضر شده بودند؛سلب شد.

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم خرداد 1390ساعت 11:41  توسط م.ف  |  GetBC(5); نظر بدهید

آخرین ماموریت این قهرمان ملی در تاریخ 16/7/1366 اتفاق می افتد.در آن روز شهید بیژن گردبرای گشت زنی در دریای نیلگون خلیج فارس ودور کردن دشمنان مردم ایران از آبهای کشور همراه همرزمان دیگرش به ماموریت اعزام می شود که در این ماموریت با ناوچه ها و بالگردهای آمریکایی مواجه می شوند .در این درگیری یکی از بالگردهای آمریکای جنایتکار مورد هدف قرار می گیرد و به قعر آبهای خلیج فارس می رود.
پس از مدتی درگیری وجنگ بین قایقهای سپاه وناوچه ها وبالگردهای آمریکایی قایق بیژن مورد هدف قرار می گیرد وپیکر این قهرمان ملی پس از سالها تلاش ومجاهدت در آبهای خلیج تا ابد فارس آرام می گیرد تا نشانه ای باشدذ از سلطه ناپذیری وروح بزرگ مردم ایران.
منبع:پرونده شهید در بنیاد شهید وامور ایثار گران بوشهر ،مصاحبه با خانواده ،دوستان وهمرزمان شهید

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم خرداد 1390ساعت 11:40  توسط م.ف  |  GetBC(4); نظر بدهید


بسم الله الحمن الرحیم

بنام الله پاسدار حرمت خون شهیدان و با سلام بر یگانه منجی عالم بشریت حضرت مهدی (عج)و نائب بر حقش، بنیانگزار جمهوری اسلامی ایران، اسوه فضیلت و تقوی،نمونه عینی انسان کامل حضرت امام خمینی که وقتی می خروشد دریا از تلاطم باز می ماند و دنیا از سیاست و رهبریتش مات و متحیر گشته است و با سلام بر شهدای خونین انقلاب اسلامی که با خون پاکشان درخت اسلام و آرمانهای مقدس اسلامی را آبیاری و بارور نمودند و با سلام به رزمندگانی که با خلوص ایمان و عشق به الله لباس رزم بر تن کرده اند و می جنگند و می رزمند تا ان شاءالله پرچم خونین اسلام را در سرتاسر جهان به اهتزاز در آورند.
+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم خرداد 1390ساعت 11:40  توسط م.ف  |  GetBC(3); نظر بدهید

هم اکنون وصیت نامه خود را آغاز می نمایم.
پروردگارا،معبودا،من ناتوان و تحمل کوچک ترین زخمی را ندارم چطور می توانم عذاب تو را تحمل نمایم امیدوارم که مرا ببخشی و از گناهان من حقیر درگذری.

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم خرداد 1390ساعت 11:39  توسط م.ف  |  GetBC(2); نظر بدهید

پدر و مادر عزیزم، از زحمات بیکران شما شرمنده ام و زبانم گویای مهر و محبت شما نیست امیدوارم مرا ببخشید و حلال نمایید.
همسر عزیزم بعد از شهادت من صبر زینب وار داشته باش زیرا تنها چیزی که برایم اخمیت و ارزش دارد آن لحظه ای است که با یک خداحافظی از تو و فرزندانم جدا می شوم و به لقاءالله می پیوندم.
برادران حزب الله راه شهدا را ادامه دهید و همواره پیرو خط امام و ولایت فقیه باشید از جمیعا حلالیت می طلبم.
خواهرانم،حجاب اسلامی خود را حفظ کرده و در مراسمات مذهبی و معنوی شرکت فعال داشته باشید.
در آخر کار همسر عزیزم،از فرزندانم مهدی و فاطمه بخوبی مواظبت نما و به آنها بگو که پدرت برای اسلام بدست یزیدیان زمان به شهادت رسیده است. بیژن گرد

 
+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم خرداد 1390ساعت 11:39  توسط م.ف  |  GetBC(1); نظر بدهید

 

بخشدار 14 ساله زندگی نامه  و خاطرات شهید مهرداد عزیز اللهی

دانش آموز شهید «مهرداد عزیزاللهی» در مهرماه سال 1346 در شهر اصفهان در خانواده‌ای مذهبی به دنیا آمد. دوران کودکی خود را در کنار برادر خویش مسعود که او نیز به فیض شهادت نایل شده، سپری کرد.


تحصیلات راهنمایی را به پایان نرسانده بود که با جثه‌ای کوچک ولی روحی بلند و شجاعتی وصف ناپذیر به جبهه اعزام شد و همزمان با حضور در جبهه‌های نبرد حق علیه باطل، در سنگر علم و دانش و تا قبل از شهادت درس خود را تا سال سوم هنرستان در رشته برق الکترونیک ادامه داد.

شهید «مهرداد عزیز اللهی» در سال 1364، در عملیات کربلای 4 در جزیره «ام الرصاص» در حال غواصی به شهادت رسید و جاودانه شد.

به گزارش تابناک، خانواده «عزیز اللهی» 6 پسر داشته که 4 نفر از آنها در جبهه‌ها حاضر بوده‌اند و مهرداد و مسعود به شهادت رسیده‌اند و محمد هم اکنون جانباز شیمیایی می‌باشد. پسر دیگر نیز جزو آزادگان سرافراز بوده است.

سرکار خانم «عذرا منتظری» مادر نوجوان شهید «مهرداد عزیز اللهی» می‌گوید:

• در راهپیمایی‌های دوران انقلاب به طور مرتب شرکت می‌کرد. وقتی مجسمه شاه را از میدان انقلاب اصفهان پایین کشیدند. تا چهارراه تختی سر شاه را غلطانده بود.

• مهرداد در اوایل انقلاب 10-12 سال سن داشت. یک روز که برای اولین انتخاب رئیس جمهوری می‌خواستیم به پای صندوق رأی برویم، به ما گفت: «به چه کسی رأی می‌دهید؟»

گفتیم: «بنی صدر!»

گفت: «اشتباه می‌کنید! روزی خواهد آمد که بنی صدر آرایش کرده و با چادر از مرز بیرون می‌رود.»

خدا شاهد است انگار همین دیروز بود این جمله را گفت. همیشه با بنی صدر مخالف بود و با آن سن کم ،بصیرت زیادی داشت.

• یک روز آمدند و گفتند: «مهرداد می‌خواهد به جبهه برود»

من گفتم: «سنش کم است کاری از او بر نمی‌آید.» بعد فهمیدم او آموزش رزم شبانه هم دیده است! گفتم: «حالا که آموزش دیده مسئله‌ای نیست.»... و به جبهه رفت.

• مهرداد روحیه شادی داشت و بچه نترس و شجاعی بود. او همچنین کاراته باز خوبی هم بود. یک بار یک مین گوجه‌ای خنثی شده را از جبهه به خانه آورده بود!

• برخلاف آنچه برخی می‌پندارند، مهرداد 6 سال در جبهه‌ها حضور داشته است و غیر از مین روبی، در کار غواصی هم ماهر بوده است.

• آن فیلم مصاحبه معروف مهرداد، مال اوایل جنگ است که مهرداد تازه به جبهه رفته بود. امام خمینی هم آن فیلم را دیده بود و خواسته بودند تا مهرداد را ببرند پیش ایشان. امام مهرداد را می‌بینند و بازوی او را بوسه می‌زنند و او هم دست امام را می‌بوسد.

مهرداد به امام می‌گوید چیزی را برای تبرک بدهید. امام هم یک قندان قند را دعا می‌خوانند و به او می‌دهند.

خیلی‌ها آمدند و از آن قندها برای مریض شان بردند تا شفا پیدا کند...»

عکس‌های این دیدار را عده‌ای که برای مصاحبه آمده بودند، بردند و نیاوردند!!

• نبوغ و استعداد فوق العاده‌ای داشته است به گونه‌ای که از دفتر امام نامه‌هایی فرستاده و توصیه می‌شود که به خاطر «مغز» خوبی که دارد به جبهه نرود!

مهرداد در بهترین هنرستان اصفهان در رشته برق تحصیل می‌کرد و در کنار حضور در جبهه از درس و بحث خود غافل نبوده است.

• در سال 1364 در عملیات کربلای 4 در جزیره ام الرصاص در حال غواصی شهید می‌شود و تا 3 سال از پیکر او خبری به دست نمی‌آید. بعد از این مدت پیکری را که لباس غواصی به تن داشته و یک دست و پایش قطع بوده بدون هیچ پلاک و مشخصاتی برای خانواده آوردند. اما او مهرداد نبود من قبول نکردم و می‌گفتم: مهرداد مفقودالاثر است. در جریان خوابی مهرداد به من گفت: «من در این قبر نیستم.»

محمود عزیزاللهی، پدر مهرداد می‌گوید:

1.مهرداد زیاد سئوال می‌کرد و همه چیز را پیگیری می‌کرد. هر سئوالی هم که می‌کرد در حد توان فهم خودمان جواب می‌دادیم و حقیقت را به او می‌گفتیم.

مثلاً می‌پرسید: خدا چیست؟ کجاست؟ و... ما هم جواب می‌دادیم خدا جسم نیست و نور خدا در تمام ذرات وجود دارد و مهرداد این مسئله را به خوبی درک می‌کرد.

2.برای اولین بار که می‌خواست جبهه برود، به او می‌گفتیم آنجا باید مراقب باشی و هر خدمتی می‌توانی انجام دهی.

بارها موقع اعزام به جبهه خودم او را می‌رساندم! بار آخری که می‌رفت؛ به او گفتم: «دیگر نمی‌خواهد بروی. مسعود شهید شده است، محمد هم در جبهه است تو بمان.»

او به من گفت: «پدر اگر می‌دانستی عراقی‌ها چه بلایی به سر هم وطن‌های ما می‌آورند، این را نمی‌گفتی. من باید حتماً بروم...»

3.بعد از شهادتش یک بار خوابش را دیدم از او پرسیدم: «تو می‌آیی پیش ما و یا اینکه ما می‌آییم پیش تو؟»

جواب داد: «من دیگر نمی‌آیم، شما می‌آیید پیش من.»

به خاطر همین من می‌گویم مهرداد شهید شده است.

مصاحبه با کوچکترین ژنرال دنیا

شبی از شبهای دفاع مقدس، چهره معصومانه مهرداد بر روی صفحه تلویزیون ظاهر می‌شود. صحبت هایش اما به نوجوان نمی‌ماند. چون مردان الهی سخن می‌گوید. مردان خدا را «مردان خدایی» می‌شناسند. امام خمینی (ره) هم آن شب مصاحبه او را از سیما، تماشا می‌کند و دستور می‌دهد تا این نوجوان را به محضر او ببرند.

این مصاحبه کوتاه نه تنها در زمان دفاع مقدس، بلکه در همه زمان ها درسی برای همگان و نشان دهنده راهی به سوی خداست.


بیت شعری درموورد خدا

بشت هر کوه بلند سبزه  زاریست  بر از یاد خدا.......ودر آن باغ کسی میگوید که خدا هست دگر غصه چرا

 

ازهمه افلاک برتر بوند

از همه افلاک برتر بوده اند                             دوست نه بلکه برادر بودند                                         تشنه لب دادند جان دادند بای  حسین             عاشقان حضرت بیر خمین                                             با شهادت زندگی زیبا شود                      عاشقی با سوختن معنا شود  حال آنها رفته ومامانده ایم                    از شهادت ماهمه جا مانده ایم                               تا نفس داریم تا که زنده ایم              ای شهیدان از شما شرمنده ایم                                  تا ابد رزمندهایم بای ولی جان فدای حضرت سید علی

 

از خاطره ای از شهیددکتر سیدمحمد شکری

=

خیره شده بود به آسمون حسابی تو فکر بود .گفتم چی شده انگار  بغض کرده باشه گفت بلاخره  نفهمیدم اربا اربا یعنی چی ؟میگن آدم مثل گوشت کوبیده میشه یا باید بعد از عملیات کربلای ۵برم