یارب تو کلید ...
امشب به بر من است آن مایه ی ناز
یارب تو کلید صبح در چاه انداز
ای روشنی صبح به مشرق برگرد
ای ظلمت شب با من بیچاره بساز
امشب شب مهتابه حبیبم رو می خوام
حبیبم اگر خوابه طبیبم رو می خوام
خواب است و بیدارش کنید
مست است و هوشیارش کنید
گویید فلانی آمده آن یار جانی آمده
آمده حالت رو احوالت رو سیه خالت رو
سپید رویت رو سیه مویت رو ببیند برود
امشب شب مهتابه حبیبم رو می خوام...
+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم بهمن ۱۳۹۲ ساعت 15:34 توسط فاطمه لطفیان
|