لیلا خانم سلام
لیلا خانم سلام. صدای اذان درون تالار دلم پیچیده، غصه های فراوان این روزهای زندگی دلم را می خراشد. هم فکران سیاسی لیلا معلوم نیست در ژنو احمدی روشن، شهریاری،اصلا شهدا را که در عندربهم یرزقون نظاره گر اعمالمان هستند می بینند یا نه؟! خراش های وجودم بیشتر شده دوریت روی قلبم سنگینی می کند. راه افتاده ام توی کوچه پس کوچه های آسیاباد، غربایی، پروین اعتصامی و باریک کوچه های قدیمی.
یک دفعه خودم را توی صحن با صفای عباسعلی می بینم. همان جایی که تا دیروز هر وقت دلم می گرفت آنجا بودم و حالا هر وقت می خواهم صدای خدا را بشنوم آن جایم، حتما خدا به خاطر نوکری و ارادت قلبیم به شهدا درون وجودم جای می گیرد.
لیلا خانم سلام. حتما شنیده ای از قدیم الایام گفته اند در خانه کسی که به دار آویخته شده نباید از طناب صحبت کرد. عسل جان، مواظبت نمایید تحت تاثیر افکار منحرف دوستان اصلاح طلب و تجدید نظر طلب و با طناب پوسیده شیطان به چاه نیفتید ؟ .!
فراموش نکنید که شما از تبار و قبیله لیلی هستی همان که مجنون را مدهوش و با پای برهنه بیابان گرد و سپس به مسلخ برد؟! گلم، به گمانم به خطا یا صواب جناب عالی همیشه کاسه صبرتان لبریز است.
لیلا شنیده ام به تازگی از نصب تابلو هایی با نام پیشوایان شیعه در مسیر جاده های منتهی به مناطق سنی نشین کشورانتقاد کرده ای. خوب من، نیک می دانی که هوشنگ بیش از چهار سال از عمر خود را در عنفوان جوانی همراه و همدل با عزیزان اهل سنت بوده و همیشه در برنامه زندگیم به دنبال تکرار آن هستم .صبورخانم. به نظرم با این تفکرات و پردازش آنها مانند مادران فرزند از دست داده بر مزار آرزوهایت تب آلود ناله می کنی؟! دیروز از پای بندی اهل سنت به بعضی از سنن، مانند چند همسری شکوه داشتی و امروز برایشان دایه مهربان تر ازمادر شده ای .
شاپرک، شما دختری مسلمان هستید، مواضعتان این فرضیه را قوت می بخشد که مرید گاما خدای عشق هندوها شده ای؟.!
عزیز دلم، بهتر است لهیب آتش دو گانگی درونتان را که از بیانات و نوشته هایتان"گر"می زند و سوسوی آن از فسفر استخوان مردگان در شبانگاهان کم نورتر است، در گلزار شهدای شهرمان با امام زادگان عشق، شهدای والا مقام در میان بگذارید تا شاید به مدد یاری ارواح پاک آنان کمی آرامش پیدا کنید