از دوست داشتن
امشب از آسمان دیده تو
روی شعرم ستاره می بارد
در سکوت سپید کاغذها
پنجه هایم جرقه می کارد
شعر دیوانه تب آلودم
شرمگین از شیار خواهش ها
پیکرش را دوباره می سوزد
عطش جاودان آتش ها
آری، آغاز دوست …
+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم دی ۱۳۹۲ ساعت 17:36 توسط فاطمه لطفیان
|