نماز و مهدی
معرفی نماز
قالب وبلاگ
من ممکن است که دیگه نتونم که هر روز وبلاگمو به روز کنم  به این علت که مهمون داریم  سرم خیلی شلوغ میشه وبازهم معذرت میخوام
[ دوشنبه بیستم مرداد 1393 ] [ 8:51 ] [ فاطمه لطفیان ] [ ]
بسم الله الرحمن الرحیم

اللّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ لاَ تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لاَ نَوْمٌ لَّهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الأَرْضِ مَن ذَا الَّذِی یَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ یَعْلَمُ مَا بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَ لاَ یُحِیطُونَ بِشَیْءٍ مِّنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِمَا شَاء وَسِعَ کُرْسِیُّهُ السَّمَاوَاتِ وَ الأَرْضَ وَ لاَ یَؤُودُهُ حِفْظُهُمَا وَ هُوَ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ * لاَ إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ قَد تَّبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ فَمَنْ یَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَ یُؤْمِن بِاللّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَیَ لاَ انفِصَامَ لَهَا وَاللّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ * اللّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُواْ یُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَی النُّوُرِ وَالَّذِینَ کَفَرُواْ أَوْلِیَآؤُهُمُ الطَّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَی الظُّلُمَاتِ أُوْلَئِکَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ * صدق الله العّلی العّظیم
[ سه شنبه سی و یکم تیر 1393 ] [ 3:2 ] [ فاطمه لطفیان ] [ ]
 

 ﻫﯿﭽﻮﻗﺖ ﺳﻌﯽ نمیکنم ﺟﺬﺍﺏ ﺑﺎشم ﺑﻠﮑﻪ ﺍﯾﻦ ﺟﺬﺍﺑﯿﺘﻪ ﮐﻪ ﺳﻌﯽ ﻣﯿﮑﻨﻪبا من ﺑﺎﺷﻪ … ﻋﺠﺐ ﺟﻤﻠﻪ ﺳﻨﮕﯿﻨﯽ ﺑﻮﺩ. ﺩﯾﺴﮏ ﮐﻤﺮ ﮔﺮﻓﺘﻢ!

[ شنبه یکم آذر 1393 ] [ 15:10 ] [ فاطمه لطفیان ] [ ]
 

حضرت علی اکبر

 

حضرت علی اکبر (ع)؛ اولین شهید کربلا

علی ابن الحسین « علی اکبر » و ویژگیها « علی بن الحسین بن علی بن ابی طالب »، در اوایل خلافت عثمان بن عفان به دنیا آمد. وی از جدش علی بن ابی طالب علیه السلام روایت نموده است: مادرش« لیلی» دختر« ابی مرة بن عروة بن مسعود ثقفی » است.علی اکبر، در گفتار و وجاهت و تناسب اندام و خلق و خوی همانند جدش رسول خدا بوده است.

روزی معاویه از اطرافیان خود پرسید: به نظر شما چه کسی سزاوارتر است به خلافت؟ اطرافیان پاسخ دادند: تو. معاویه گفت: نه سزاوارترین مردم به خلافت علی بن الحسین است؛ چرا که جدش رسول خداست و در وی شجاعت بنی هاشم، سخاوت بنی امیه و زیبایی ثقیف موج می زند.

کنیه آن حضرت « ابوالحسن » و لقبش علی اکبر است.بنابر صحیح ترین اقوال درباره سن آن حضرت، وی بزرگترین فرزند امام حسین علیه السلام است. برخی سن مبارک ایشان در هنگام شهادت بیست و پنج سال نوشته اند.از بنی هاشم علی اکبر اولین کسی است که در کربلا به شهادت رسیده است.

خواب امام حسین علیه السلام و پرسش علی اکبر

در توقفگاه قصر بنی مقاتل، امام حسین علیه السلام به جوانان خاندان خود دستور داد آب بردارند و سپس در آخر شب به کاروان دستور حرکت داد. امام همچنان که بر روی اسب بود، اندک خوابی او را فرا گرفت و پس از این که بیدار شد، چند بار گفت:« انالله و انا الیه راجعون و الحمدلله رب العالمین » فرزندش علی اکبر پیش آمد و گفت:« ای پدر، چرا حمد خدا به جا آوردی و « انا لله و انا الیه راجعون » گفتی؟ »فرمود:« پسرم. لحظه‌ای به خواب رفتم و در خواب، اسب سواری را دیدم که می‌گفت:« این گروه می‌روند و مرگ نیز به سوی آنها می رود.»دانستم که او همان جان ماست که خبر مرگ ما را می‌دهد.»

علی اکبر گفت:« پدر جان! خداوند برای ما بدی پیش نیاورد. مگر ما بر حق نیستیم؟» فرمود:« چرا، سوگند به آن خدایی که بازگشت بندگان به سوی اوست، ما بر حق هستیم.» علی اکبر گفت:« پس باکی نداریم از این که بر حق بمیریم.» امام حسین علیه السلام به او فرمود:« خدایت بهترین پاداشی که فرزند از پدر خود می برد به تو عنایت کند.»

 

مرگ اگر مرد است گو نزد من آی *** تا در آغوشش بگیرم تنگ تنگ من از او عمری ستانم جاودان *** او زمن دلقی ستاند رنگ رنگ

 

مبارزات حضرت علی اکبر در روز عاشورا

علی اکبر در روز عاشورا پس از آن که از پدرش اجازه مبارزه گرفت، به سپاه کوفه حمله کرد، و چنین رجز خواند:« من علی، پسر حسین فرزند علی هستم. به خدا سوگند که ما به رسول خدا از همه کس نزدیک تریم. آن قدر با نیزه با شما بجنگم که نیزه ام خم شود.از پدرم حمایت می کنم و با شمشیر بر شما ضربتی فرود می آورم که زیبنده جوان هاشمی علوی است. پسر زیاد کجا و حکم‌کردن درباره ما کجا.»

وی چندین بار بر سپاه دشمن تاخت و بسیاری از سپاهیان کوفه را کشت.روایت شده است که آن بزرگوار با این که تشنه بود، 120 نفر را کشت. آن گاه نزد پدر آمد و در حالی که زخم های زیادی برداشته بود، گفت:« ای پدر، عطش مرا کشت و سنگینی سلاح مرا به زحمت انداخت. آیا جرعه آبی هست که توان ادامه رزمیدن با دشمنان را پیدا کنم؟»

 

امام علیه السلام گریست و فرمود:«آه، پسرم! اندکی دیگر به مبارزه خود ادامه بده. دیری نمی گذرد که جد بزرگوارت، رسول خدا، را زیارت کنی، و او تو را از آبی سیراب کند که هرگز احساس تشنگی نکنی.» برخی از مورخان نوشته اند امام علیه السلام به او فرمود:« پسرم! زبان خود را نزدیک بیار!» و سپس زبان او را در دهان گرفت و مکید، آن‌گاه انگشتری خود را به او داد و فرمود:« آن را در دهان بگذار و به سوی دشمن بازگرد. امیدوارم که هنوز روز به پایان نرسیده، جدّت رسول خدا جامی به تو بنوشاند که هر گز تشنه نگردی.»

علی اکبر به میدان بازگشت و این رجز را خواند:« جنگ است که جوهر مردان را آشکار می سازد. درستی ادعاها پس از جنگ ظاهر می‌شود. به خدای عرش سوگند، که از شما جدا نگردم مگر آن که تیغ‌های شما غلاف شود.»و همچنان رزمید تا آن که تعداد افرادی که به دست او به هلاکت رسیدند به 200 نفر رسید.

کیفیت شهادت حضرت علی اکبر

پس از حملات پی در پی علی اکبر به سپاه دشمن و کشته شدن بسیاری از آنان، دشمن از کثرت کشته شدگان به خروش آمده بود.لشگریان عمر بن سعد از کشتن علی بن الحسین پرهیز می کردند، ولی « مرة بن منقذ عبدی » که از دلاوری های او به تنگ آمده بود، گفت: گناه همه عرب بر گردن من اگر این جوان بر من بگذرد و من داغ او را بر دل پدرش ننشانم!

پس علی اکبر به او رسید در حالی که بر آن سپاه حمله ور بود. مرة بن منقذ راه را بر او گرفت و با نیزه ای او رااز اسب بر زمین انداخت، آن گروه در اطراف او جمع شدند و با شمشیر پاره اش کردند! بعضی نقل کرده اند که مرة بن منقذ ابتدا با نیزه به پشت او زد و بعد با شمشیر ضربتی به فرق آن بزرگوار وارد کرد که فرق مبارکش شکافت و او دست به گردن اسب خود انداخت، ولی اسب که ظاهراً خون روی چشمانش را گرفته بود او را در میان سپاه دشمن برد و دشمن از هر طرف بر او تاخت و بدن مبارکش را پاره پاره کرد.

در این هنگام بود که فریاد زد: السلام علیک یا ابتاه! این جدم رسول خداست که مرا سیراب کرد و او امشب در انتظار توست.تو را سلام می رساند و می گوید: در آمدنت به نزد ما شتاب کن. و آن گاه فریاد زد و به شهادت رسید.

 

 

 

 امام حسین و خاندانش در سوگ حضرت علی اکبر

روز عاشورا پس از شهادت علی اکبر، امام حسین علیه السلام بر بالین فرزندش آمد، صورت به صورتش نهاد و گفت:« خدا بکشد گروهی را که تو را کشتند، گستاخی را از حد گذراندند و حرمت رسول خدا را شکستند. پس از تو خاک بر سر دنیا باد!» صدای گریه امام بلند شد، به گونه ای که کسی تا آن زمان نشنیده بود.

آن گاه سر علی را بر دامان گرفت و در حالی که خون از دندان‌هایش پاک می‌کرد، بر صورتش بوسه زد و گفت:« فرزندم! تو از محنت دنیا آسوده شدی و به سوی رحمت جاودانه حق رهسپار گشتی. پدرت پس از تو تنها مانده است، ولی به زودی به تو ملحق خواهد شد.» در این هنگام زینب کبری با شتاب از خیمه بیرون آمد، در حالی که فریاد می زد:« ای برادرم، و ای پسر برادرم!» و خود را بر روی علی اکبر افکند.

امام حسین علیه السلام او را بلند کرد و به خیمه بازگرداند، و به جوانان دستور داد جسد علی را از میدان بیرون ببرند. آنان پیکر علی اکبر را در برابر خیمه ای که در مقابل آن مبارزه می کردند بر زمین نهادند. امام حسین علیه السلام محزون و دلشکسته به خیمه بازگشت. سکینه پیشش آمد و سراغ برادرش را گرفت. امام خبر شهادت او را به دخترش داد. سکینه در حالی که فریاد می‌زد، خواست از خیمه خارج شود. امام حسین علیه السلام اجازه نداد و فرمود:« ای سکینه! تقوای خدا پیشه کن و شکیبا باش!» سکینه گفت:« ای پدر! کسی که برادرش را کشته اند چگونه صبر کند؟!»

---------------------------- منابع: قصه کربلا، ص 332 مقتل الحسین خوارزمی، ج 2، ص 31 نفس المهموم، ص 308 ابصار العین، ص 21 لهوف، ص 48 ذریعه النجاة، ص 128 ارشاد مفید، ج 2، ص 107 الدمعه الساکبه، ج 4، ص 332.

 

[ شنبه یکم آذر 1393 ] [ 15:1 ] [ فاطمه لطفیان ] [ ]
 

سخنان رهبر در مورد امر به معروف و نهی از منکر

امر به معروف و نهی از منکر

تشیع جنازه شهید امر به معروف و نهی از منکر

شهید امر به معروف و نهی از منکر

سخنانی حسابی در مورد امر به معروف و نهی از منکر

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

سخنان حسابی در مورد امر به معروف و نهی از منکر

 

[ شنبه یکم آذر 1393 ] [ 14:57 ] [ فاطمه لطفیان ] [ ]
 

 
 
 
 
 
 
 

فاطمیه قصه گوی رنجها است بهترین تفسیر سوز مرتضی است

فاطمیه جنگ اشعار علی است شرح حال چشم خونبار علی است
فاطمیه آتش افروز دل است احتجاجش یک کتاب کامل است
فاطمیه سینه چاک درد ها است شاهد نامردی نامرد هاست
فاطمیه مهر زد تاریخ را در دل آتش گدازد میخ را
فاطمیه سوخت درب خانه ای شمع را کشتند با پروانه ای
فاطمیه سوز دل را ساز کرد دفتر داغ علی را باز کرد
فاطمیه شرح دیوارودر است در مقام صبر زینب پرور است
فاطمیه ناله زهرا می زند داد مظلومی مولا می زند
فاطمیه آتشی افرو ختند خیمه های کربلا را سوختند
فاطمیه فاطمه اعجاز کرد انقلاب کربلا را ساز کرد
فاطمیه ماه گل افشردن است فتح باب تازیانه خوردن است
فاطمیه قفل غم را شد کلید چونکه دارد هم شهیده هم شهید
فاطمیه صورتش نیلی شود تا رقیه شاهد سیلی شود
 
[ شنبه یکم آذر 1393 ] [ 14:18 ] [ فاطمه لطفیان ] [ ]
 

doaa_farag_by_ya_alkarbalai-d69zlg1

با لحن کدام آفتاب؛ با صداي کدام پروانه؛ با آواز کدام سنگ؛ با ترانه کدام باران؛ ويراني همواره مان را فرياد بزنيم؟ اي دور از دسترسِ نزديک! اي سخاوت هر روزه زمين! که نماز مهرباني ات را ستاره ها، هزار مرتبه اقتدا کردند. و هر روز، تشنه تر از پيش، سر به کوهوار شانه هايِ آسماني ات گذاشتند. چقدر اين روزهاي بي تو، کش آمده اند! چقدر طولاني شده، صداي نيامدنت! چقدر غليظ است هواي دلتنگي ات! اي مهرباني بي حدّ!

[ شنبه یکم آذر 1393 ] [ 14:15 ] [ فاطمه لطفیان ] [ ]
عمری است که سربار توام یوسف زهرا
تو یاری و من عار توام یوسف زهرا 
سرمایه ام اشکی است که آن هم کرم توست 
بی مایه خریدار توام یوسف زهرا 
خوشتر بُوَد از دیدن گل های بهشتی
یاد گل رخسار توام یوسف زهرا 
با مهر تو باکی ز هجوم گنهم نیست 
من تکیه به دیوار توام یوسف زهرا 
با آنکه به زنجیر گنه بسته وجودم 
یک عمر گرفتار توام یوسف زهرا 
خوشتر بود از خواب به گلزار بهشتم
آن لحظه که بیدار توام یوسف زهرا
نام و نسب و شأن و مقامم همه این است 
خاک ره زوار توام یوسف زهرا 
مگذار گنه پرده کشد بین من و تو 
من تشنه ی دیدار توام یوسف زهرا 
بر سلطنت هردو جهان ناز فروشم 
تا سائل بازار توام یوسف زهرا 
من میثم و وصف تو بود میوه ی نخلم
[ شنبه یکم آذر 1393 ] [ 14:13 ] [ فاطمه لطفیان ] [ ]
ماه محرم است وفقط اشک ،محرم است                     با خیمه  های تشنه فقط مشک محرم است

[ شنبه یکم آذر 1393 ] [ 12:54 ] [ فاطمه لطفیان ] [ ]

 

میگه خانوم رمضانی جون عروس نزدیک چهل سالشه و تازه داره ازدواج میکنه تنها دلیلشم شرلیط بد مالی بوده ٨ تا خواهر و برادر هستن ۵ تا دختر دم بخت با سه تا برادر … مادر و پدر خیلی پیر هستن و توان تهیه جهاز برای دخترها رو ندارن خیلی خیلی خانواده ابرو داری هستن اگه بتونیم وسایل اولیه رو برای عروس جور کنیم میتونه بره خونه بخت بدون این که ابروش بره …. برادرها هم دوتاشون سر کارن که خرج خونه رو میدن دیگه به جهاز نمیرسن ….

[ شنبه یکم آذر 1393 ] [ 12:52 ] [ فاطمه لطفیان ] [ ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ
امکانات وب
حب العباس :: کرامات حضرت ابوالفضل